سفارش تبلیغ
صبا ویژن
آدمى در جهان نشانه است و تیرهاى مرگ بدو روانه ، و غنیمتى است در میان و مصیبتها بر او پیشدستى کنان . و با هر نوشیدنى ، ناى گرفتنى است و با هر لقمه‏اى طعام در گلو ماندنى ، و بنده به نعمتى نرسد تا از نعمتى بریده نشود ، و به پیشباز روزى از زندگى خود نرود تا روزى از آنچه او راست سپرى نشود . پس ما یاران مرگیم و جانهامان نشانه مردن ، پس چسان امیدوار باشیم جاودانه به سر بردن ؟ و این شب و روز بنایى را بالا نبردند جز که در ویران کردن آن بتاختند و در پراکندند آنچه فراهم ساختند . [نهج البلاغه]
کربلا

خدا توفیق داد هفته گذشته در چنین شبی من نائب الزیاره شما بوده حرم امام حسین (ع)

خاطره هایی بیاد موندنی برام اتفاق افتاد که برای شما تعریف میکنم0

شب چهارشنبه هفته گذشته 14/8/92 برابر با اول محرم امسال(1435) پس از زیارت ونماز به هتل محل اقامت رفتم وانگار به دنبال یه چیزی می گشتم تو خودم نبودم مجدد به حرم بازگشتم پس از نماز وزیارت آقا که تقریبا شب از نیمه گذشته بود تصمیم گرفتم به هتل بروم واستراحت کنم باز یه نیرویی منو از حرکت باز میداشت بروی سکویی روبروی ضریح نشستم .وحرم آقارو نظاره گر بودم یکدفعه یادم آمد تعدادی از پادشاهان ایرانی در حرم مطهر به خاک سپرده شده اند که همین بهانه ایی شد تا مستقیم و بدونه فوت وقت سراغ نزدیکترین خادم حرم که مردی خوشرو ومیانه سال بود رفتم  ایشون دقیقا درب ورودی سمت راست راهرویی بودند که در فاصله حدود 5متری مدفن 72تن و مشرف به ضریح مقدس آقا ابا عبدالله بودند..

  

 

پس از سلام واحوال پرسی از ایشام با کلماتی فارسی وعربی سوالم را پرسیدم .که ایشان هم پاسخم را داد

 

با توجه به این که ساعاتی از شب گذشته بود وتردد کمتر بود بهتر میشد با خادمین حرم گپ وگفتی داشت.اول که او اظهار بی اطلاعی کرد(شاید هم من سوال مو درست مطرح نکردم)  وپس از اینکه تاکید داشتم او به من گفت که درب شرقی است که اکنون محل ورود خانمها به حرم است به هر حال گپ وگفت ادامه داشت البته ایشان فارسی را خوب می فهمید  وبیان فارسی او نسبتا خوب بود. ازایشون  اسمشو پرسیدم گفت من محمد علی هستم به ایشون گفتم آیا شما سیدی گفت نه من خادم حیسنم

 

از ایشان پرسیدم که آیا در مدتی که مشغول خدمت بوده ای آیا کراماتی را خود شخصا شاهد بوده ای؟

آقای محمد علی  نفسی عمیق از ته سینه کشید وشروع به صحبت کرد :

کرامات آقا اباعبدالله بسیار زیاده که من فقط چند تا شو برات تعریف مکنم .

ایشون اینطور شروع کرد که در بستگان ما فردی بود که پس از سالها زندگی مشترک صاحب اولاد نمی شد وپس از ناامید شدن از دکترهای مختلف پیشم آمد واز من خواست پیش سرور شهیدان برای او طلب فرزند کنم به او گفتم که بیا خودت برو پیش آقا وهر چه می خواهی خودت از آقا بگیر.اون فرد به من گفت محمد علی این خواهش را تو برامون از آقا بکن هر چی باشه تو به آقا نزدیکتری بااصرار ایشون من قبول کردم .

سپس محمد علی باز نفسی عمیق با تمام وجود کشید وبا ارامش خاصی ادامه داد آنشب من در نزدیکی ضریح آقا نشستم وبا دلی شکسته به آقا اینطور گفتم ای سید من میدانم من پیش تو روسیاه وپیش مردم به جهت خدمت به شما روسفیدم .از تو تمنا میکنم وروی مارا زمین مگذار وپیش مردم ما را خوار مکن وحاجت ایشون را ادا کن .

آقا که دست رد به سینه کسی نمی گذارد ما را  در پیش بستگان رو سفید کرد وپس از چند ماه خبری خوش به من رسید.

که پدر ومادر کودک به سراغ من آمدند واز من تشکر کردند من به آنها گفتم تشکر از من لازم نیست هر چه شده لطف خدا و عنایت اقا بوده.....

وشما بایداز آقا باید تشکر کنید

 

 

 

 

من که انگار گمشده خود را پیدا کردم دیگه اینکه کدام وچه پادشاهی کجای  حرم خاک شده را فراموش کردم وبه فکر پیداکردن قطره ای از حب الحسین جهت نوشیدن افتادم .التماس دعا دارم

 

صحن صغیر ( کوچک )
در جوار صحن اصلی و سمت شرقی آن صحن کوچکی قرار داشت که به وسیله راهرویی به هم وصل می شد. این صحن را صحن صغیر می نامیدند. مساحت آن 48 متر مربع و داخل آن با کاشی های زیبا تزیین شده بود. تاریخ بنای آن به دوران عضد الدوله دیلمی (قرن چهارم هجری) می رسید و چند تن از پادشاهان آل بویه در آن به خاک سپرده شدند. اما این صحن در تعمیرات بعدی از میان رفت و به صحن اصلی پیوست


کلمات کلیدی:


نوشته شده توسط اسماعیل اکبری 95/8/5:: 8:45 عصر     |     () نظر