سفارش تبلیغ

پایه عکاسی مونوپاد
.
دوستی ات را اگر جایگاهی [برایش] نیافتی، نثار مکن. [امام علی علیه السلام]
کربلا

در عاشورا  چند گروه به خاطر امام حسین ع در کربلا آمدند؟ودر چه مواردی با هم مشترک بودندو این وجه مشترک چه ارتباطی باعصر حاضر دارد؟

دنیا همیشه دارد از کربلا نشانی ای دل خدا کند تو بر عهد خود بمانی

با نام ویاد خدای مهربان

نگارش ذیل با هدف اینکه  واقعه عاشورا را پس از تجزیه وتحلیل خلاصه واربه  صورت ساده وقابل فهم  خدمت شماارائه نموده تا با تفکر به قیام عاشورا حرکت  امام حسین  ع ویاران با وفایش را انشالله ویژه ایام سوگواری سید الشهداء راسرلوحه رفتار خود در طول سال    قرار داده وبا عمل وحرکت خود مورد عنایت خدا قرار گرفته ودعای امام حسین ع را  شامل حال خود کرده  وباعث شادشدن دل  آقا امام زمان ع و   در دنیا وآخرت وعاقبت بخیرشویم .ونه اینکه خدای ناکرده با عمل ناقص خود  ناخواسته در جبهه مقابل امام باشیم ومورد لعن سید اشهداء قرار گیریم.

سه گروه افراد در واقعه عاشورا  به خاطر شخص امام  آمدند و در سرزمین کربلاحضور داشتند:

1-افراد وانسانهای پاک سرشت و شریفی که  سمت وسو فکر وعملشان الهی وحسینی بودباهدف قربت الی الله در راه امام گام برداشته وبرسر عقیده خود تا آخر ایستادند  وصد البته همانگونه که استحضار دارید اگر بخواهیم از فضایل این گروه که از پاکترین انسانها  ومعصومین واهل بیت پیامبر بودند بیان کنیم وقت بسیار زیاد میطلبد.اینان با حضورشان در قیام اعظیم عاشورابادعای آقا ابا عبدالله در حق آنها  مورد رحمت خدا ولطف خدا قرار گرفته وعاقبت بخیر در دو جهان گردیدند.

2-آن گرو ه  چه بسیار افرادی که در روز عاشورا به حقانیت امام حسین علیه‌السلام ایمان داشتندولی به دلایل مختلف از قاتلان ایشان شدند. اما این افراد، هم نگاه و مبانی سالم داشتند، و هم عمل صالح.  این اشخاص از لشگریان کفر که از عمر ابن سعد گرفته که با هدف تصرف ملک ری خوابهای خوش  در راه ارضای امیال دنیوی وشیطانی درفکر آلوده به گناه به سرزمین کربلا آمد تا حصین ابن نمر که با دریافت سکه های طلا برای تامین دنیای خود آب را بروی کاروان امام حسین ع بست وهمراه هزاران نفر جنگجو با وعده ووعید قدم کثیف شان را در این سرزمین پاک گذاشتند. ونهایتا به نفرین امام  هرکدام به عذابی دچار شدند مثلا به نفرین ایشان عمر بن سعد نه گندم ری را خوردند ونه در دنیا خیری دیدند و همچون حصین ابن نمر دچار بیمار استشقاء شد تشنه کام  ماند و ناکام از این دنیا رفتند.

3-کسی که نخست با هدف نبرد با آقا ابا عبدالله با گروه دوم یعنی گروه کفر به نینوا آمد وسپس با توبه وانابه خودش مورد لطف پروردگار قرار گرفت و در نهایت به گروه اول پیوست و در واقع با  دعای امام حسین ع عاقبت بخیر شد .ایشان گناهانش بخشیده شد وبا شهدای کربلا محشور شد.کسی نبو دجز حر ابن یزید ریاحی .

وجوه  مشترکی بین همه افرادی که ذر واقعه عاشورا حضور داشتند وجود داشت   منتها عملا عاقبت افرادی که  در آن سرزمین  حضور داشتند زمین تا آسمان متفاوت شد و در واقع در حال حاضر هم نشانه هایی از کربلا  همانگونه که در اول مطالب خود بدین گونه عرض کردم (  دنیا همیشه دارد از کربلا نشانی    ای دل خدا کند تو بر عهد خود بمانی.    )در وجود ادمهایی که به خاطر امام  حسین ع در مجالس ایشان شرکت می کنند هست که به تفصیل حضورتان عرض می کنم:



 اولا اینکه دین شان هم مشترکا مسلمان بودند. دوما:آنه همه به خاطر امام حسین به کربلا آمدن .پوشش انها به طبع جنگی  که در پیش رو داشتند زره بود و کلاه خود  حتی بعضا با نامها ونشانهای مشترک .بروز احساسات که روایت شده در آن روز دوست ودشمن هم برای حسین ناله سر دادند واشک از چشمانشان جاری شد حتی اشتران هم بر این واقعه اسفناک اشک از چشمشان جاری شد.

نکته بسیار مهم از ارائه این مطالب این بوده که :

اگر ما عزادارن حسینی تنها به این  عقاید وپوشش بسنده کنیم که ما دین مان اسلام است و مسلمانیم دشمنان امام هم از بین مسلمان بودند پس به مسلمانی خودمان بسنده نکنیم . واگر فکر کنیم که  با لباس مشکی که لباس عزای حسین ع است  در عزای حسین شرکت کنیم و حتی بر مصیبت امام حسین ویارانش اشک بریزیم به هیچ عنوان کافی نیست چون همانگونه که عرض کردم لشگر کفر که روبروی آقا ایستادند وحتی در نماز ظهر عاشورا دست از حمله به امام حسین ویاران اندکش بر نداشتند وتیر بر گلوی طفل شیر خواره اش زدند آنها هم از مسلمانان بودند .لباسشان هم همچون لباس یاران حسین بود وبر علی اصغر هم اشک ریختند .ولی آن کجا واین کجا ما باید در عمل حسینی باشیم .

اگر میگوییم رفتن به کربلا ویا حرکت در دسته های عزا داری و حضور در تکایا وحسینیه ها کافی نیست به این دلیل است که کفار سنگ دل هم همچون یاران اقا در کربلا بودند ولی ان کجا واین کجا ما با عمل مان باید در صف یاران امام قرار گیریم

اگر میگوییم حسینی بودن تنها به لباس مشکی پوشیدن نیست دلیل آن اینست که کفار هم لباس وپوشش انها همچون لباس رزم یاران سیدالشهداء بود وحسینی بودن حتی تنها به گریه بر مصیبتی که بر آقا ابا عبدالله وارد شد نیست چون روایت هست به هنگامی که گلوی طفل شیر خوار امام حسین به جای نوشیدن قطره ایی آب تیر فولادین بر گلویش نشست در این هنگام  دوست ودشمن هم بر مظلومیت اقا از چشمشان نا خود آگاه اشک ریختند .

علاوه بر موارد فوق که می توانیم خود را پیرو خط سید الشهدا بدانیم و مورد لطف پروردگار و عنایت ودعای خیر امام حسین قرار داد ه این است که  در دستگاه  وجلسات سید الشهداءفکر به گناه نکنیم  واز فکر وافکاری که مورد وسوسه شیطان قرار گرفته دوری کنیم   به خواهران توصیه می شود با حجابی  یکه عَقیلةُ النِساء  و  ملکیه الدنیا  حضرت زینب ع که الگوی شماست در مجالس امام حسین حاضر شوید برادران چشمها را از نامحرمان بپوشانید که نگاه مقدمه گناه است از گفتار نا بجا مثل غیبت که همانا خوردن گوشت مردار   برادر خود است دوری کرده دیگران را هم امر به معروف ونهی از منکر کنیم که این خود از والاترین اهداف قیام عاشوراست ونهایتا رفتارمان با سمت وسوی امام حسین ع ویاران با وفایش یکی باشد  یعنی پیروی از ولایت فقیه برای جلوگیری از دودستگی ونفاق . همچون امام حسین  ع ویارانش  نماز اول وقت  را در زیر تیر باران دشمن ترک نکردند .ما نیز نماز اول وقت بخوانیم.



 شیعان مرتضی علی ع اگر در این مبحث پیشنهادی سازنده به ذهن مبارک شما می رسد بیان فرمائید تا مورد استفاده عموم قرار گیرد با تشکر


این مطلب ادامه دارد وانشالله مورد تائید حق قرار گیرد ثواب آن هدیه به روح پاک مادرم خادمه الحسین  فاطمه قلعه بیگی ریزی


کلمات کلیدی:


نوشته شده توسط اسماعیل اکبری 94/8/5:: 1:32 صبح     |     () نظر

اگه خدا قسمتم کنه امسال اربعین با پای پیاده زائر کربلا باشم..

به یاد اربعین امام سرور وسالار شهیدان حسین ابن علی ع  آخرین منزلگاه  (پانزده فرسنگی )حرکت کاروان عشق راکه  کاروان اهل البیت ع به فاصله حدود هزار کیلومتر از شام به سمت سرزمین نینوا در حرکت بودن  راپیاده  این مسیر رویایی را همنوابا سوگ زینب کبری س طی خواهم نمود.

آنجا راهی است که کاروانی از باز ماندگان اهل بیت ع  طی نمودند. حضرت زینب  س پس از 7هفت روزی که در شام به اسارت بودند توانست با سخنان  برنده و شیوای خود دست به روشنگری بزند  وقیام فرزند پیامبر را کامل کند گویی میدان کربلا دو صحنه ماندگار از ایثار  انسانهایی خاکی که جنسشان ملکوتی بود را بر چهره تاریخ بشریت حکاکی نمود یک صحنه در کربلا و مکمل آن  در شام .واقعه شام آنچنان  شدکه یزیدی  که حرام خدای را حلال کرده بود را مجبور کرد  اهل بیت رسوالله را به قصد بازگشت به مدینه راهی کند.اهل بیت علیهم السلام به سفر خود ادامه دادند تا به دو راهى جاده عراق و مدینه رسیدند، چون به این مکان رسیدند، از امیر کاروان خواستند تا آنان را به کربلا ببرد، و او آنان را به سوى کربلا حرکت داد، چون به کربلا رسیدند، جابر بن عبد الله انصارى را دیدند که با تنى چند از بنى هاشم و خاندان پیامبر براى زیارت حسین علیه السلام آمده بودند، همزمان با آنان به کربلا وارد شدند و سخت گریستند و ناله و زارى کردند و بر صورت خود سیلى زده و ناله هاى جانسوز سر دادند و زنان روستاهاى مجاور نیز به آنان پیوستند،  زینب علیها السلام در میان جمع زنان آمد و گریبان چاک زد و با صوتى حزین که ‏دلها را جریحه ‏دار مى‏کرد مى‏گفت: «وا اخاه! وا حسیناه! وا حبیب رسول الله و ابن مکة و منا! و ابن فاطمة الزهراء! و ابن علی المرتضى! آه ثم آه!» پس بیهوش گردید.


اگر خدا قسمتم کنه اربعین امسال با پای پیاده زائر کربلا شوم

آخرین مسیر ومنزلگاه اهل البیت ع که همان فاصله بین حرم اقا علی ابن ابیطالب  وقتگاه حسین ع است .فاصله ای 80 کیلومتری راکه امام سجاد ع و عمه اش زینب کبری با کوله باری از غم وحزن واندوه در غم فرزند رسول الله ص طی نمودند را در این مسیر معنوی گام خواهم گذارد .ودر این را ه کهنه زنگار  چندین ساله  دل راازجسم ورح بیمارم پاک خواهم نمود . راهی که در هر گامش هزارن درس عبرت آموز نهفته از قدیم تابه اکنون .در راهی قدم خواهم گذارد که  در هوایش بوی عطر سیب پیچیده وتربتش سرمه چشم عاشقان است .به یادکاروانی گام خواهم برداشت که کوله باری از غم واندوه را بر دوش ودرد خنجر عدو را برسینه دارد. ودر عین حال سرمست از ایثار واز خود گذشتگی است که  خداوند به  جسم خسته آل البیت ع انژی وتوان دادتا راه بس طولانی برایشان هموار گردد.قیام مقدس و پرشکوه امام حسین(ع)ریشه در انحراف هاى بـنیادى و اساسى در جـامعه  ای بنام اسلامى داشت. این انحراف ها زائیده انحراف حکومت اسلامى از مسیر اصلى خود  بود که از سقیفه به بـعد روی داد. که پس از شهادت على(ع)کلا بـه دست سلسله سفیانى و حزب ضد اسلامى اموى افتاد  کاروانی که تنها دلیل اسارت وشهادتشان مظلومیتشان بود  مظلومانی که قانون آزادی در عالم بشریت را با خون هفتاد ودو تن از برترین انسانهای عالم خاکی در عصر  خود  واسارت عزیز ترین کسانشان امضاء نمودند ودعوت حق را لبیک گفتند   انها این حال وهوا وشور واحساس را  تا قیام قیامت  بر دل ودیده پیروان خود به امانت گذارده.باشد که یاد ونام وخاطرشان چراغ هدایت  وسفینه نجات باشد در تمام قرون عالم بشریت .بشریتی که امروز ره راگم کرده ودچار روزمرگی شده که خود منشاء تمام دردها ست.واین راه  را حضرت زینب س نشانمان داد همان راهی است که ازحرم مولا شروع وبه سفینه نجات ختم خواهد شد .راه درمان درد مرا او سالها پیش برایم روشن نمود .واین همان راه است .

 اگه خدا قسمتم کنه امسال اربعین   با پای پیاده زائر کربلا باشم..به لطف الهی گام در راهی خواهم گذارد که  اکنون پس از هزاروسیصد  وچند سال هنوز تربتش بوی  اشکهای حضرت سجاد ع وزینب کبری  رامیدهد .تربتی که برای دنیای عالم  من بین دوحرم مظلومان عالم قرار گرفته پدر وفرزند. گام در راهی خواهم نهاد که شاهد سوز دل زینب س بوده وسنگینی وداغ اشکهای خواهر را در سوگ برادر بر تن خود احساس میکند.

آری به قصد قربت  راه راخواهم پیمود .ازخدای خود  سپاسگذارم که دینم را دین اسلام قرار داد و با او عهد خواهم بست  که شباب اهل جنتش را الگوی خود قرار دهم .

از اوخواهم خواست که قطره ای از حب حسین  ع را در وجودم جاری کند محبتی که در وجود یعقوب به تو وفرزندش یوسف داشت پیامبری که عاشقانه در سوگ فرزندش چهل سال گریست .آری  سهم من همان یک قطره  از محبت حسین ع در دلم باشد تا  قیام قیامت برایم کافیست.....

 


 شیعان مرتضی علی ع اگر در این مبحث اشتباهی سهوا نوشته شده مرا عفو نمایید .این مبحث رادر حدی که ذهن  کوچک بنده حقیر گنجایش آنرا داشته باشد ادامه خواهم داد ...


کلمات کلیدی:


نوشته شده توسط اسماعیل اکبری 93/8/30:: 2:52 صبح     |     () نظر

 

آقا ابا عبدالله الحسین ع  فرزند پیامبر خدا حضرت محمد ص در سرزمین کربلا پس از رشادتها وجانبازی حضرت ویاران با وفایش که در روز دهم محرم به دست گروهی از خدا بی خبر به شهادت رسیدند  اوج قله ووفاداری ها وجانفشانی و ایثار را در کره خاکی به نمایش گذاردند که هم اکنون پس از هزاروچهارصد سال هنوز زبانزد عام وخاص است چه آنهایی که مسلمان هستند وچه انهایی که غیر مسلمان هستند  وهمین افتخار برای بچه شیعه بس که دینمان دین پیامبر و مذهب ما شیعه می باشد.

 

در روز  تاسوعا وعاشورا به همراه اقا ابا عبدالله ع برادر ایشان حضرت اباالفظل العباس ع الگوی ادب وشجاعت وهمچنین 72 تن از یاران با وفایش به شهدت رسیدند  و اجساد قطعه قطعه شده انها  به دست مبارک حضرت سجاد درسرزمین کربلا به خاک سپرده شدند وبرای خاک این سرزمین چه توفیقی از این بهتر که بدن مقدس آقا ویاران ایشان را به امانت در دامان خود به امانت دارد.

از جمله شهدای کربلا حبیب ابن مظاهر است که در کربلا دارای درجه ورتبه بالایی است لذا

هرگاه توفیق زیارت اقا ابا عبدالله  الحسین ع نصیب  وقسمتتان شد  واداب زیارت را بجا آورده 

 

و سپس مقبر مبارک 72  تن شهدای کربلابه فاصله حدود ده متر  در سمت راست ضریح مقدس سالار شهیدان  قرارداردخوب است که پس از اینکه سلامی خدمت 72 تن شهدای کربلا  دادی وعرض ادب دادی قبل از اینکه به زیارت حضرت سید الشهدا برویبه   سمت چپ  ضریح مقدس اقا  رفته که در انجا قبر حبیب ابن مظاهر دوست دیرین و فدایی حضرت  قرارگرفته -  به پابوس ایشان مشرف می شوی و اذن دخول که همان اجازه زیارت است  را از  حبیب ابن مظاهرخواهی گرفت . ونشانه تائید اذن دخول تو همان اشکی است که از وجود تو سرچشمه می گیرد.حبیب نزد امام حسین ع والا مقام است وتو باید این را درک کنی چون حبیب تنها کسی بود که دوبار جان خود را به عشق اقا امام حسین  ع نثار کرد ومطمئنا ایشان نزد اقا خیلی عزیز هستند. باور داشته باشید حبیب دوست نزدیک به آقا هستند و خواسته شما را به سمع حضرت خواهد رسانید .وحضرت  خواسته حبیب که خواسته شما باشد به لطف الهی ادا خواهد نمود . وپس از اینکه اجازه زیارت را از یار نزدیک وهمیشگی امام گرفتی  به پابوس حضرت مشرف خواهی شد .حبیب انقد عزیز است که زائران  در هر نوبت که مشرف میشوند برای زیارت قبر مبارک حضرت سید الشهداء2بار قبرحبیب ابن مظاهر را زیارت میکنند و1 مرتبه  قبر مبارک امام حسین ع را.

التماس دعا اکبری

 


کلمات کلیدی:


نوشته شده توسط اسماعیل اکبری 93/8/2:: 1:22 صبح     |     () نظر
زائرین امام حسین(ع) بخوانند!
سه شنبه 13 اسفند 1392 ساعت 09:48
ایشان محمّد و على و فاطمه و حسن و حسین سلام اللَّه علیهم بوده، ملحق به آنها شوید شما با ایشان و در درجه و مرتبه آنها هستید.
زائرین امام حسین(ع) بخوانند!

 حضرت ابو عبد اللَّه علیه السّلام فرمودند:
هنگامى که روز قیامت شود منادى نداء مى‏ کند:
کجا هستند زوّار حسین بن على علیهما السّلام؟
گردن‏هاى تعدادى از مردم کشیده مى‏ شود که عدد آنها را غیر از خداوند متعال کس دیگرى نمى‏ داند پس به ایشان گفته مى‏ شود قصد شما از زیارت قبر حضرت حسین بن على علیهما السّلام چه بود؟
مى‏ گویند: پروردگارا آن حضرت را زیارت کردیم به جهت محبّتى که به رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم و حضرت على و فاطمه علیهما السّلام داشته و به منظور طلب رحمت براى صاحب قبر به ازاء آنچه از آن حضرت صادر گردید.

پس به آنها گفته مى ‏شود:
ایشان محمّد و على و فاطمه و حسن و حسین سلام اللَّه علیهم بوده، ملحق به آنها شوید شما با ایشان و در درجه و مرتبه آنها هستید، به لواء و پرچم رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم ملحق گردید پس به طرف لواء آن حضرت رهسپار شده و در سایه آن قرار مى‏ گیرند در حالى که لواء به دست امیر المؤمنین على علیه السّلام مى ‏باشد و بدین ترتیب به بهشت وارد مى‏ شوند ایشان جلو پرچم و سمت راست و جانب چپ و پشت آن بوده و چهار طرف لواء را گرفته‏ اند. 

ابى بصیر، مى‏ گوید:
از امام صادق علیه السّلام یا امام باقر علیه السّلام شنیدم که مى‏ فرمود:
کسى که دوست دارد مسکن و جایگاهش در بهشت باشد نباید زیارت مظلوم را ترک کند.
عرض کردم: مظلوم کیست؟
حضرت فرمودند:
مظلوم حضرت حسین بن على علیهما السّلام بوده که صاحب کربلاء مى ‏باشد، کسى که از روى شوق به آن حضرت و به جهت محبّت به رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم و به امیر المؤمنین علیه السّلام و به فاطمه زهراء علیها السّلام به زیارت آن حضرت برود خداوند متعال او را بر سر سفره‏ هاى بهشتى مى‏ نشاند که با رسول خدا و امیر المؤمنین و فاطمه زهرا علیهم السّلام هم غذا بوده در حالى که مردم در حال حساب مى‏ باشند.

حضرت ابى عبد اللَّه علیه السّلام فرمودند:
کسى که خداوند خیر را براى او اراده کرده باشد در قلبش محبّت امام حسین علیه السّلام را قرار داده و در دلش محبت زیارت آن جناب را مى‏ اندازد و کسى که خداوند سوء و بدى را برایش بخواهد در قلبش بغض امام حسین علیه السّلام قرار داده و در دلش بغض زیارت آن حضرت را مى‏ اندازد.

منبع:کامل الزیارات / ترجمه ذهنى تهرانى، ص: 463.


کلمات کلیدی:


نوشته شده توسط اسماعیل اکبری 92/12/14:: 10:25 عصر     |     () نظر
تجربیات یک زائر پیاده

تجربیات یک زائر پیاده

تجربیات یک زائر

به عنوان کسی که هفت هشت بار  توفیق زیارت عتبات رو داشته (که اکثرشم پیاده بوده)، گفتم شاید تجربیاتم به درد دیگر دوستان بخوره.

کلیات:

سفرها دست امام رضا (علیه السلام) است. (رجوع کنید به دعای توسل غیرمشهور) پس قبل از رفتن به کربلا باید رفت از مشهد برات گرفت و این یک شعار نیست.

درسته که آقا باید بطلبد تا شما راهی سفر شوید. اما این را از خاطر نبرید تا شما خودتان نخواهید و ته وجودتان عشق به رفتن نباشد آقا هم نخواهد طلبید. زور که نیست!

سفر کربلا پول نمیخواهد دل میخواهد. بیخود نگران پولش نباشید. تنها سفری که توصیه شده حتی با قرض و قوله هم آن را بروید کربلاست (در مورد حج همچین توصیه ای نشده) پولش برمیگردد. چند برابر هم برمیگردد.

در مورد زیارت نیمه شعبان ظاهرا احادیث بیشتر و ثواب بالاتری نوشته شده است اما زیارت اربعین هم نشانه مومن است. یعنی اگر خواستی یک شیعه را از ظاهرش بشناسی ببین اربعین میرود کربلا یا نه.

در ضمن دنبال راحتی و پیک نیک نباشید. اصلا جور در نمی‌آید. سفر کربلا به هر حال سخت است. سفر کیش که نمی‌روید. با مشهد هم خیلی فرق دارد. مخصوصا اگر عزم پیاده روی دارید. از الان خودتان را برای لذت سختی در راه حسین (علیه السلام) آماده کنید که بسیار دلچسب است.

نکات قبل از سفر:

کاروان‌های مختلفی برای پیاده‌روی اربعین و نیمه شعبان ثبت نام می‌کنند. اکثر آنها دانشجویی هستند. الحمدلله هر سال هم به تعداد آنها اضافه می‌شود. اینم بگم که حج و زیارت به صورت پیاده کاروانی ندارد و این کاروان ها هیچ کدام تحت نظر حج و زیارت نیستند. لذا همه شان تعهد میگیرند که جانتان پای خودتان است. (اصلا نگران نباشید به ریسک جانی ش کاملا می ارزد)

اگر دانشجویید معمولا بسته به کاروانتان مراحلی را باید طی کنید. پس از ثبت نام و پرداخت پیش پرداخت، معمولا باید نامه خروج از کشور را از دانشگاه بگیرید (برخی اشتغال به تحصیل میخواهند فقط) بعد با یه ضامن تشریف میبرید به دفترخانه و تعهدنامه محضری آن کاروان را پر میکنید. بعضی کاروان ها دو سه تا تعهد میگیرند. دست آخر هم باید تمام مدارک با یه سری کپی شناسنامه و عکس و اینها و قبض پیش پرداخت و… را تحویل دهید.

اگر گذرنامه ندارید یا گذرنامه تان کمتر از 6 ماه اعتبار دارد سریع بجنبید که آمدنش کمی طول میکشد. اول از سایت پلیس + 10 مدارک گذرنامه را چک کنید و با مدارک بروید به پلیس + 10? کاروان های دانشجویی خودشان خروج از کشور شما را هماهنگ میکنند (البته پس از تعهد) ویزا هم معمولا دست جمعی میگیرند. در کل امیدوارم در این اثنا گرفتار نظام وظیفه نشوید که حسابتان با کرام الکاتبین است.

این سفر را به دخترخانم های مجرد چندان توصیه نمیکنم. واقعا کمر برادران محترم ذیل این مسئولیت خم میشود. اما خود دانید. برای متاهلین هم کاروان هایی وجود دارد. ولی این سفر را با ماه عسل اشتباه نگیرید.

سبک سفر کردن هم توصیه می‌شود.

نکات اختصاصی قبل از سفر نیمه شعبان: اگر نیمه شعبان (فصل گرما) میروید حتما یک صندل یا کفشی برای پیاده روی قبل از سفر تهیه کنید که هم پایتان در آن راحت باشد و هم هوا رد و بدل شود. این نکته بسیار کلیدی ست. خود عراقی ها با دمپایی می‌آیند. اگر این نکته را رعایت نکنید بدانید که تاول پدر صاحب بچه را در خواهد آورد، ان شاء الله! پودر بچه و یا کرم های ضد سوختگی هم از دیگر نکات مهم است. حتما همراه داشته باشید.

نکات اختصاصی قبل از سفر اربعین: اربعین (فصل سرما) معمولا مشکلی از نظر تاول نیست ولی حتما کفش راحت انتخاب کنید و از پوشیدن هر نوع کفش پولوخوری پرهیز نمایید.

حافظه موبایلتان را پر از مداحی کنید. به جایش به کارتان می‌آید.

نکات در مسیر (اتوبوس و مرز و …)

از فرصت بیکاری در اتوبوس برای خواندن ادعیه، حفظ قرآن، گوش دادن به روضه و… استفاده کنید. فراگیری زبان عراقی هم خیلی توصیه می‌شود.

معمولا صبح اتوبوس ها در صف مرز مهران می ایستند برای عبور. دو حالت دارد. یا شما شب را در اتوبوس بوده اید و صبح به مهران میرسید. یا شب را در مهران می‌خوابید.

اگر تماس هایتان در عراق به چند حال و احوال عمومی از خانواده در ایران ختم میشود نیازی نیست سیم کارت عراقی بخرید. اما اگر در عراق با یکدیگر و با ایران تماس زیاد دارید به خریدنش می صرفد. سعی کنید از همان مهران سیم کارت را تهیه کنید. هرچند شاید در داخل عراق ارزان تر هم پیدا شود ولی پول را به ایرانی ها بدهید بهتر است. در ضمن اگر با هم جمع شوید و یک دسته سیم کارت بخرید تخفیف خوبی گیرتان می‌آید. این کار را در زمانی که اتوبوس ها در صف هستند (بعد از صبحانه) انجام دهید.

در مرز باید به ترتیب مانیفست عبور کنید پس شماره خود را به خاطر داشته باشید. در ضمن هر چه میخواهید برای بین راه در مرز ایران بخرید. حتی از دستشویی و آبخوری این طرف استفاده کنید. آن طرف همه چیز پولیست.

آن طرف مرز اتوبوس های عراقی که شما را به یاد دفاع مقدس می‌اندازند منتظرتان هستند. هم جای پایش کمتر است و هم تهویه اش.

نجف:

شب احتمالا به نجف می رسید. به علت شلوغی بیش از حرم امیرالمومنین(علیه السلام) و مسجد کوفه و سهله توصیه نمیشود.

خریدهایتان را از نجف انجام دهید. هرچند بازار کربلا ظاهرا رونقش بهتر است اما ظاهرا کلاه هم بیشتر سرتان میرود. در ضمن اینکه از زمان زیارت ارباب می کاهد. همچنین کربلا از نجف خیلی شلوغ تر است.

زیارت امین الله و جامعه کبیره را در حرم از دست ندهید. حرز حضرت زهرا(سلام الله علیها) را در حرم حضرت بخوانید به نیت اینکه مشکلی برایتان در مسیر پیش نیاید. یادتان باشد قبله در حرم کمی مایل است. از علمای اطراف حرم هم غافل نشوید. تعدادشان به تعداد ستاره های آسمان نزدیک است.

پیاده روی:

معمولا پیاده روی از اوایل صبح شروع می‌شود. از نجف تا کربلا فکر کنم حدود 1452 میله فاصله است. منظور از میله تیرهای چراغ برق آزادراه است که شماره بندی شده. اگر معمولی حرکت کنید باید دو روز و نیم تا سه روز به کربلا برسید.

تمام مسیر پر از موکب است. عراقی ها واقعا در این مواقع سنگ تمام میگذارند. مخصوصا در اربعین. همه نوع خوراکی، محل اسکان، دستشویی، حمام، مشت و مال، انواع نوشیدنی، انواع دارو و…

کاروان ها معمولا وسایل شما را جداگانه به کربلا منتقل میکنند. با اوصافی که گفته شد نیاز به وسایل چندانی برای بین راه نیست. فهرستی که بنده برای بین راه پیشنهاد میدهم از قرار زیر است:

یک عدد کیف کمری، یک مفاتیح خیلی کوچک، کرم ضد سوختگی و یا پودر بچه(برای نیمه شعبان)، چند عدد چسب زخم، یک جفت جوراب زاپاس، شارژر و هندزفری موبایل، گذرنامه، چند عدد دستمال کاغذی.

معمولا سر شماره های رند میله ها موکبهای خوبی پیدا می‌شود.

پیاده روی فرصت خوبی است برای ذکر گفتن. حتما تسبیح همراه ببرید. از معدود فرصت های شما برای خواندن زیارت عاشورا با صد لعن و صد سلام همین پیاده روی است. از دستش ندهید. اگر جمعی باشد چه بهتر، در مسیر بلند بخوانید.

موکبها سه نوع هستند. موکبهای چادری، موکبهای ساختمانی، خانه‌های روستاییان. بهترین گزینه خانه روستاییان است. معمولا سر شب روستاییان اطراف مسیر به لب جاده می‌آیند و مسافر میزنند برای داخل روستا. نترسید نمیخورندتان. این یک فرصت استثنایی است. علاوه بر اینکه با آنها آشنا می‌شوید، جای خوب برای استراحت و غذای لذیذ نسیبتان می‌شود. کلی هم تحویلتان می‌گیرند. پس حواستان به لب جاده های فرعی باشد. موکب های چادری شاید بیشتر به درد استراحت های کوتاه میخورند. مخصوصا در اربعین که هوا سرد است چندان رویشان حساب نکنید. موکب های ساختمانی هم بینابین این دو هستند.  خیلی از دستشویی‌های سر راهی آفتابه‌ای هستند. حواستان باشد که آب قلیل است و طهارتش فرق دارد.

در زمان خوابیدن در موکب‌ها حواستان به کوله و موبایلتان باشد.

توصیه های اختصاصی پیاده روی نیمه شعبان (گرما): برای نیمه شعبان مهمترین دغدغه تان عرق سوز نشدن باشد. این اتفاق به شدت محتمل است. لذا توصیه میشود قبل از سفر از ازاله موهای زائد خودداری کنید. هر دفعه که برای اجابت مزاج می‌روید پس از شستشوی کامل از پودر بچه یا کرم استفاده کنید. انتخاب شلوار بسیار مهم است. شخصا توصیه ام شلوار کردی یا لباس پاکستانی است. با دشداشه هم میشود اما بدی دشداشه آن است که پای آدم زیاد نمیتواند از هم باز شود دستشویی رفتن هم مکافات است. خلاصه اگر میخواهید پنگوئنی نشوید هیچ لباس زیر و لباس روی تنگی به تن نکنید.

تاول مشکل بعدی است. هر بار که برای استراحت یا نماز می‌ایستید، پاهایتان را مخصوصا کف آن را ماساژ دهید. ترجیحا با آب بشویید. به پشت خوابیده و پاها را به دیوار تکیه دهید تا خون جمع شده برگردد. کفش را هم که یادتان نرفته. حتما باید مسیری برای هوا داشته باشد. صندل به نظر من برای فصل گرما بهترین است.

چفیه خیلی به کارتان می‌آید. آن را بخیسانید و روی سرتان بیندازید تا مثل کولر عمل کند.

زمان بندی پیاده روی در نیمه شعبان به این شکل باشد بهتر است: بعد از نماز صبح حرکت تا حدود ساعت 9 یا 10 سپس استراحت، ناهار، نماز، خواب تا 3 یا 4 بعد از ظهر، دوباره حرکت تا حدود ده یازده شب بعدش هم خوابیدن تا صبح. به توصیه کسانی که میگویند تمام شب راه برویم و روز را بخوابیم گوش ندهید. بدنتان چنان خسته میشود که نه شب راه میروید نه روز. سر ظهر هم به هیچ وجه آفتابی نشوید.

توصیه های اختصاصی پیاده روی اربعین (سرما): برای اربعین معمولا مشکل عرق سوزی به وجود نمی آید. تاول هم کمتر پیش می‌آید. برای اربعین هم لباس تنگ توصیه نمیشود اما دیگر لازم نیست شلوار کردی باشد. حتما لباس گرم داشته باشید اما بدانید که طی روز اصولا باید کاپشنتان را در دست بگیرید لذا کلا زیاد لباس هایتان سنگین نباشد. دستکش و کلاه هم ضروری است.

زمان بندی پیاده روی در اربعین بهتر است به این شکل باشد: صبح بعد از نماز حرکت، حدود ساعت 9 یک استراحت کوتاه نیم تا یک ساعته، دوباره تا نماز و ناهار حرکت، بعد از آن کمی بخوابید ولی واقعا بیش از یک ساعت نشود و به حرکت ادامه دهید تا نماز مغرب (روز کوتاه است زود اذان میگویند) نماز را که خواندید  می توانید تا حدود 8 شب به حرکت ادامه دهید. به دلیل سرما موکب ها زودتر پر می‌شوند لذا توصیه نمی شود که از ساعت 8 به بعد حرکت کنید. در این ساعت برای شام بایستید و تا صبح استراحت کنید.

کربلا

شیرین‌ترین لحظه سفر زمان دیدن گنبد عباس بن علی(علیه السلام) از دور است که خستگی را از تن در می‌آورد و اشک را جاری می‌کند. از آنجا خوب است پابرهنه شوید. سعی کنید از این لحظات استفاده کنید. با دیگران صحبت نکنید. حواستان به حواشی راه نرود. با ارباب مناجات کنید و…

زیارت ارباب کمی آدابش فرق دارد. ارباب وقتی زائرش می‌رسد او را همانگونه که هست می‌طلبد. لذا مستقیم به داخل حرم بروید. اول حرم عباس و پس از کسب اجازه از ایشان حرم ارباب. پس از زیارت کوتاه به آدرس محل اسکانتان که کاروان بهتان می‌دهد بروید. برای زیارت‌های بعدی غسل کنید. آب لوله کشی کربلا از همان نهر فرات است پس نمی‌خواهد به لب رود روید.

در اربعین موکب‌ها (هیئات) نوبت به نوبت وارد حرم حسینی شده و از بین الحرمین به سمت حرم عباس رفته و از میدان مشک خارج می‌شوند. اگر کاروانتان بتواند هماهنگ کند که به صورت یک موکب وارد حرم شوید خیلی خوب است. اگر نشد یک هیئت ایرانی پیدا کنید و خودتان را بچپانید. به دلیل مسائل امنیتی هیئات کشورهای دیگر از ورود شما به موکبشان جلوگیری می‌کنند.

برگرفته از وبلاگ دل‌نگاره: delnegare.blog.ir
 

کلمات کلیدی:


نوشته شده توسط اسماعیل اکبری 94/9/2:: 12:34 عصر     |     () نظر
کد خبر: 105793
تاریخ انتشار: 27 آبان 1394 - 14:39
برای بسیاری از مردم این سوال وجود دارد که چرا بر گنبد نورانی امیرالمومنین پرچمی وجود ندارد در حالی که گنبدهای مطهر همه ائمه اطهار(علیهم السلام) پرچم دارند؟

به گزارش «شیعه نیوز»، برای بسیاری از مردم این سوال وجود دارد که چرا بر گنبد نورانی امیرالمومنین(علیه السلام) پرچمی وجود ندارد در حالی که تمامی گنبدهای ائمه اطهار(علیهم السلام) پرچم دارند؟

پرچم نمادی به نشانه خون‌خواهی و طلب تقاص است و تقاص خون امام علی(علیه السلام) توسط فرزندش امام حسن(علیه السلام) از ابن ملجم ملعون گرفته شد؛ در حالی که سایر امامان معصوم(علیهم السلام) در انتظار قیام امام منتظر برای قصاص قاتلان هستند.

گنبد حضرت زینب(سلام الله علیها) نیز پرچمی نداشت تا اینکه بارگاه نورانی اش به دست شمر صفتان بمباران شد و مدافعان حرم حضرت زینب پرچم تقاص را بر گنبد ملکوتی اش بر افراشتند.

انتهای پیام/


کلمات کلیدی:


نوشته شده توسط اسماعیل اکبری 94/8/27:: 8:26 عصر     |     () نظر

چرا صفر را صفر نامیده اند؟ + اعمال ماه صفر



 اعمال ماه صفر,ماه صفر

جمعه مصادف با آغاز ماه صفر دومین ماه قمری است؛ ماهی که به نحوست معروف است.


ماه صفر که بنا به روایتی ، روز اول آن روز واردشدن کاروان اسرای کربلا به شام است و حوادث تلخ دیگری از جمله شهادت دختر 3 ساله امام حسین (ع)،رحلت جانگداز پیامبر اکرم (ص) در روز 28 این ماه  واقع شده و پایان ماه نیز مصادف با شهادت هشتمین پیشوای شیعیان امام رضا (ع) می باشد.


چرا صفر را صفر نامیده اند؟
در نامگذاری این ماه، دو وجه ذکر کرده ‏اند:
1. از «صُفْرَة (زردی)» گرفته شده؛ زیرا زمان انتخاب نام، مقارن فصل پاییز و زردی برگ درختان بوده است.
2.از «صِفْر (خالی)» گرفته شده؛ زیرا مردم پس از پایان ماه‏های حرام، رهسپار جنگ می‏ شدند و شهرها خالی می‏ شد.
این ماه، معروف به شومی و بدشگونی است. از پیامبر اکرم (ص) درباره ماه صفر، چنین نقل شده است:
هر کس خبر تمام شدن این ماه را به من دهد، بشارت بهشت را به او می‏دهم.


برخی اعمال ماه صفر
1-در این ماه، به دادن صدقه اهتمام بیشتری شود
 پیامبر اکرم (ص) در باب صدقه دادن می فرمایند : " لبخند تو بر روی برادرت صدقه است ، امر به معروف و نهی از منکر کردنت صدقه است ، رهنمایی کسی که راه را گم کرده صدقه است و دور کردن سنگ و خا ر و استخوان از راه صدقه است . "


2-برای ایمنی از بلاها، دعای زیر هر روز ده مرتبه خوانده شود:
یا شَدیدَ الْقُوی‏ وَیا شَدیدَ الْمِحالِ یا عَزیزُ یا عَزیزُ یا عَزیزُ ذَلَّتْ بِعَظَمَتِکَ جَمیعُ خَلْقِکَ فَاکْفِنی‏ شَرَّ خَلْقِکَ یا مُحْسِنُ یا مُجْمِلُ یا مُنْعِمُ یا مُفْضِلُ یا لا اِلهَ اِلاّ اَنْتَ سُبْحانَکَ اِنّی‏ کُنْتُ مِنَ الظَّالِمینَ فَاسْتَجَبْنا لَهُ وَنَجَّیْناهُ مِنَ الْغَمِّ وَکَذلِکَ نُنْجِی الْمُؤْمِنینَ وَصَلَّی اللَّهُ عَلی‏ مُحَمَّدٍ وَ الِهِ‏ الطَّیِّبینَ الطَّاهِرینَ! (مفاتیح الجنان)
ای سخت نیرو، و ای سختگیر! ای عزیز، ای عزیز، ای عزیز! خوارند از بزرگی‏ات همه خلقت. پس کفایت کن از من شرّ خلق خودت را، ای احسان بخش! ای نیکوکار! ای نعمت بخش! ای عطا دِه! ای که معبودی جز تو نیست! منزّهی تو! به راستی من از ظالمانم. اجابت کردیم برایش و نجاتش دادیم از غمّ و همچنین نجات دهیم مؤمنان را، و رحمت کند خدا بر محمّد و آل پاک و پاکیزه‏اش!


3-ـ «سیّد بن طاووس» نقل کرده است: در روز سوم ماه صفر، دو رکعت نماز بخوان که در رکعت اوّل سوره «حمد» و سوره «انّا فتحنا» (فتح) و در رکعت دوم سوره «حمد» و سوره «توحید» قرائت شود و پس از سلام نماز، صد بار صلوات بفرست و صد بار آل ابى سفیان را لعنت کن و صد مرتبه استغفار نما و آنگاه حاجت خویش را از خداوند بخواه. (ان شاء اللّه به هدف اجابت مى رسد).( اقبال، صفحه 587)


4ـ در روز اربعین (بیستم ماه صفر) زیارت امام حسین(علیه السلام) مستحبّ است و مورد تأکید قرار گرفته. در روایتى که «شیخ طوسى» از امام حسن عسکرى(علیه السلام) نقل کرده، چنین آمده است: نشانه هاى مؤمن پنج چیز است: به جاى آوردن پنجاه و یک رکعت نماز (17 رکعت نماز واجب و 34 رکعت نافله) و زیارت اربعین (امام حسین(علیه السلام)) و انگشتر را بر دستِ راست نهادن، و پیشانى را به هنگام سجده بر خاک گذاردن و بسم الله الرّحمن الرّحیم را در نماز بلند گفتن.(2)


مناسبت های ماه صفر
اوّل ماه صفر:
آغاز جنگ صفّین، مطابق نقل مورّخان در سال 37 هجرى است. جنگ صفّین از سوى امیرمؤمنان(علیه السلام) و لشکریانش، در برابر معاویه و سپاه غارتگر شام، آغاز شد و مدّت 110 روز طول کشید،(2) و در آستانه شکست لشکر شام، عمرو عاص خدعه اى به کار زد و قرآن ها را بر سر نیزه کردند و داستان تأسّف بار حکمین پیش آمد.
همچنین در این روز در سال 61 هجرى (بنا بر روایتى) سرِ مبارک حضرت سیّدالشّهدا(علیه السلام) را همراه کاروان اهل بیت(علیهم السلام)وارد شهر شام کردند.


دوم ماه صفر:
روز شهادت زید بن على بن الحسین(علیه السلام) پس از قیام بر ضدّ بنى امیّه در سال 120 هجرى است; وى به هنگام شهادت 42 سال داشت.


هفتم ماه صفر:
بنا بر نقل شیخ مفید و کفعمى، روز شهادت امام حسن مجتبى(علیه السلام) است.
همچنین ولادت امام کاظم(علیه السلام) طبق روایتى در سال 128، در این روز در منطقه «ابواء» (محلّى میان مکّه و مدینه) واقع شده است. این روز از جهتى روز حزن و از جهتى روز سرور است.


بیستم ماه صفر:
روز اربعین امام حسین(علیه السلام) است; بنابر نقل جمعى از بزرگان مانند شیخ مفید، شیخ طوسى و کفعمى، جابر بن عبداللّه انصارى در این روز براى زیارت امام حسین(علیه السلام) به کربلا آمد و همین روز، روزى است که اهل بیت امام حسین(علیه السلام) طبق روایتى از شام به مدینه آمدند.
ولى در ارتباط با آمدن اهل بیت حسینى(علیه السلام) در روز اربعین به کربلا میان مورّخان گفتگوست; مرحوم حاج شیخ عبّاس قمى در «منتهى الآمال» از سیّد بن طاووس نقل مى کند که اهل بیت حرم حسینى(علیه السلام) در مسیر بازگشت به مدینه، نخست به کربلا آمدند و زمانى به آنجا رسیدند که جابربن عبدالله انصارى و گروهى از بنى هاشم به زیارت امام حسین و یارانش آمده بودند (و با توجه به اینکه جابر در بیستم صفر به کربلا آمد، بنابراین اهل بیت نیز ورودشان به کربلا همان روز بود).


اما مرحوم حاج شیخ عباس قمى با توجه به نقل دیگر مورّخان و قرائن و شواهد دیگر، ورود اهل بیت(علیهم السلام) را در بیستم صفر (اربعین حسینى) به کربلا بسیار بعید مى داند و از شیخ مفید و شیخ طوسى نقل مى کند که اهل بیت(علیهم السلام) روز بیستم صفر از شام به مدینه مراجعت کردند.


بیست و هشتم ماه صفر:
در چنین روزى، در سال یازدهم هجرى، رسول گرامى اسلام(صلى الله علیه وآله) وفات یافت و همه مورّخان اتّفاق دارند که روز وفات آن حضرت، روز دوشنبه بود و آن حضرت به هنگام وفات شصت و سه سال از عمر مبارکشان مى گذشت.
همچنین بنا بر نقل جمعى از علما و مورّخان، روز بیست و هشتم صفر سال 50 هجرى، روز شهادت امام حسن مجتبى(علیه السلام) است و این روایت بیشتر در میان شیعیان مشهور است تا روایت هفتم ماه صفر.


روز آخر ماه صفر:
بنا بر قول «شیخ طبرسى» و «ابن اثیر» آخر ماه صفر سال 203 هجرى، روز شهادت امام رضا(علیه السلام) است که در سنّ پنجاه و پنج سالگى، توسّط مأمون عبّاسى مسموم شده و به فیض شهادت نائل آمدند.

منبع: qudsonline.ir
mashreghnews.ir

مرتبط با مذهب


کلمات کلیدی:


نوشته شده توسط اسماعیل اکبری 94/8/22:: 9:58 صبح     |     () نظر
 خبر: 347978
تاریخ انتشار: 09 آبان 1394 - 12:01
چون‌ آن‌ دستمال‌ را باز کردند خون‌ از سر حرّ جاری‌ شد بطوریکه‌ از آن‌ خون‌ قبر پُر شد و چون‌ دستمال‌ را بستند خون‌ باز ایستاد و چون‌ دوباره‌ باز کردند خون‌ جاری‌ شد.
به گزارش پایگاه 598، در کتاب‌ «تنقیح‌ المَقال‌» مامَقانی‌ نقل‌ می کند از حائری‌ از سیّد نعمة‌ الله‌ جزائری‌ در کتاب‌ «أنوار نعمانیّه‌» که‌ او می گوید    : ‎ جماعتی‌ از مردمان‌ معتمد و موثّق‌ برای‌ من‌ نقل‌ کردند که‌ چون‌ شاه‌ إسمعیل‌ بغداد را به‌ تصرّف‌ خود درآورد برای‌ زیارت‌ قبر حضرت‌ سیّد الشهداء علیه‌ السّلام‌ به‌ کربلا آمد و چون‌ از بعضی‌ از مردم‌ شنیده‌ بود که‌ به‌ حرّبن‌ یزید ریاحی‌ طعن‌ می زنند، به‌ سمت‌ قبر حرّ آمد و دستور داد قبر حرّ را نبش‌ کنند. چون‌ قبر حرّ را نبش‌ کردند، دیدند که‌ به‌ همان‌ هیئت‌ و کیفیّتی‌ که‌ کشته‌ شده‌ است‌ خوابیده‌ است‌، و بر سر او دستمالی‌ دیدند که‌ با آن‌ سر حرّ بسته‌ شده‌ بود  .



شاه‌ اسماعیل‌ در کتب‌ تاریخی خوانده‌ بود که‌ در واقعه‌ کربلا که‌ سر حرّ مورد اصابت‌ قرار گرفت‌ و حضرت سید الشهدا علیه السلام دستمال‌ خود را بر سر حرّ بستند و حرّ با همان‌ دستمال‌ دفن‌ شده‌ است‌، برای‌ باز کردن‌ و برداشتن‌ دستمال‌ تصمیم‌ گرفت‌. چون‌ آن‌ دستمال‌ را باز کردند خون‌ از سر حرّ جاری‌ شد بطوریکه‌ از آن‌ خون‌ قبر پُر شد و چون‌ دستمال‌ را بستند خون‌ باز ایستاد و چون‌ دوباره‌ باز کردند خون‌ جاری‌ شد. و هر چه‌ کردند که‌ بتوانند آن‌ خون‌ را به‌ غیر از همان‌ دستمال‌ بندبیاورند و از جریانش‌ جلوگیری‌ کنند میسّر نشد. و از اینجا دانستند که‌ این‌ قضیّه‌ موهبت‌ الهی‌ است‌ که‌ نصیب‌ حرّ شده‌ است‌. شاه‌ إسمعیل‌ دستور داد قبّه‌ای‌ بر مزار او بنا کردند و خادمی‌ را بر آن‌ گماشت‌ تا آن‌ بقعه‌ را خدمت‌ کند.

 

منبع: عقیق


کلمات کلیدی:


نوشته شده توسط اسماعیل اکبری 94/8/9:: 12:30 عصر     |     () نظر
از راه رفتن روی آتش تا قمه زنی و تیغ زنی
خطوط قرمزی که در محرم زیر پا می‌گذارند
تاریخ انتشار : سه شنبه 5 آبان 1394 ساعت 10:23
 
می‌گوید «قمه زدن فلسفه دارد» و بعد از آنکه حاجتش را گرفته، نذر کرده هر سال روز عاشورا این کار را انجام دهد. او حالا در زیرزمین قمه می‌زند!
خطوط قرمزی که در محرم زیر پا می‌گذارند
گروه فرهنگی"رویکرد": همراه با آغاز ماه محرم و صفر انواع عزاداری‌ها متناسب با فرهنگ اقوام مسلمانان در مناطق مختلف برگزار می‌شود. برخی از عزاداری‌ها هم که اکثریت مردم جامعه آن را نمی‌پسندد، به صورت زیرزمینی برگزار می‌شوند و عده‌ای با قمه، تیغ یا قفل زدن، به اصطلاح عشق‌شان به امام‌ حسین (ع) و خاندان ایشان را نشان می‌دهند!

محسن 28 ساله که مدت‌هاست قمه می‌زند، می‌گوید: قمه زدن فلسفه دارد و بعد از آنکه امام حسین(ع) به شهادت رسید، حضرت رقیه آنقدر سرش را به خیزران می‌کوبد تا خون بیاید. به همین دلیل ما هم نیت می‌کنیم که برای همدردی با حضرت رقیه و نزدیک شدن به امام حسین(ع) این کار را انجام دهیم.

او ادامه می‌دهد: در مراسمی که ما این کار را انجام می‌دهیم، 200 نفر دیگر هم حضور دارند. اما بزرگترین مراسم قمه‌زنی در خیابان صفای تهران برگزار می‌شود و همه تُرک‌زبان هستند. در اصل بهترین قمه‌زن‌ها تُرک‌ها هستند و اردبیلی‌ها هم بهترین قمه‌ها را می‌سازند.

«محسن» درباره کسانی که این کار را انجام می‌دهند، اظهار می‌کند: بین کسانی که این کار را انجام می‌دهند، برخی هستند که آنقدر قمه زده‌اند که دیگر سر و پیشانی‌شان جا ندارد. ما در حدی که تنها پوست سرمان بشکافد قمه می‌زنیم، اما برخی آنقدر به شدت قمه می‌زنند که سرشان شبیه رادیاتور شده است. در هیئت ما بچه‌های 8 ساله‌ای هستند که خودشان می‌آیند و قمه می‌زنند، آنها از 6 سالگی این کار را انجام داده‌اند و بعد از گذشت چند سال آن را همچنان ادامه می‌دهند.

اما ‌یک پژوهشگر که تمایل چندانی برای مصاحبه درباره این موضوع ندارد و نمی‌خواهد نامش آورده شود، می‌گوید: در دین زرتشت اگر کسی خطایی می‌کرد، مجبور بود آزمایش «وَر» را که امروزه باور یا عقیده نامیده می‌شود، انجام دهد. «وَر» به دو شکل سرد و گرم انجام می‌شده است. وَر سرد برای کسانی که به آنها تهمت زده می‌شد کاربرد داشت؛ مثلا شخصی که مورد تهمت قرار می‌گرفت، سرش را حدود نیم‌ساعت زیر آب می‌بردند یا اینکه خودش این کار را انجام می‌داد، اگر زنده بیرون می‌آمد، بی‌گناهی او ثابت می‌شد.

او ادامه می‌دهد: «وَرِ سرد» که امروز به کار برده می‌شود، سوگند خوردن است که متاسفانه این نام به روی دختران هم گذاشته می‌شود. «سُو کنْد» ترکیب گوگرد و سدیم و چند سم دیگر است؛ یعنی اگر به کسی تهمت می‌زدند و او بی‌گناه بود، می‌گفت من سُو کنْد می‌خورم تا ببینید این کار را انجام نداده‌ام؛ اگر آن را می‌خورد و هیچ اتفاقی برایش نمی‌افتاد، ثابت می‌شد که او گناهی مرتکب نشده است، اما امروزه به اشتباه می‌گویند قسم می‌خورم در حالی که قسم یک واژه عربی است که کسی آن را نمی‌خورد، بلکه یاد می‌کنند.

این پژوهشگر اضافه می‌کند: وَر گرم از آتش درست می‌شود، مثل سیاووش که به آن تهمت می‌زنند و او از آتش عبور می‌کند. این یک باور است که شخص آن را انجام می‌دهد. از طرفی مقاومتی در برابر حکام جور بوده است که شخص را به شلاق، شمع آجین کردن و قمه زدن تهدید می‌کردند و اشخاص هم اسلحه را می‌گرفتند و می‌گفتند ما به عشق طرف مقابل حاضریم خودمان را بکشیم، شما چه می‌گویید؟ که البته این موضوع جای بحث جامعه‌شناسانه دارد. در روز عاشورا در هند چند کیلومتر آتش روشن می‌کنند و مردم به روی آن راه می‌روند. در زمان قدیم در تبریز هم مراسم قفل‌زنی هم انجام می‌شده است، گرچه این اعمال امروزه به‌شدت نکوهش می‌شود.


راه رفتن روی آتش

در کتاب «طهران قدیم»، تالیف جعفر شهری نیز درباره آشنایی با آداب و رسوم مردم تهران قدیم در ماه محرم و نذرهای رایج و از یاد رفته آمده است: ایام محرم همواره به عنوان روزهای خیرات و روا شدن حاجات شهرت داشته و به همین دلیل در روزهای محرم هر کسی به وُسع خود در اطعام عزاداران می‌کوشید و از دیگ‌های 20 منی گرفته تا کماجدان‌های کوچک، با شور و شعفی خاص بر سر اجاق می‌رفت و موجودی آن با خلوص نیت در بیم مردم پخش می‌شد. حتا کسانی که توانایی اطعام نداشتند، با ریختن مشتی برنج در پلوی نذری یا تکه گوشتی در خورش، در نذر شریک می‌شدند.

آشنایی با آداب و رسوم مردم تهران قدیم در ماه محرم، اعتقاد به اینکه این شب‌ها، بهترین زمان طلب آمرزش برای رفتگان است، خرما، حلوا، شکرپنیر، آش و سمنو نیز بر اقلام دیگر نذورات اضافه شد و تهران در این ایام شهری بود یکپارچه نعمت و کرم و بذل و بخشش.

نذرهایی که مردم در ماه‌های محرم و صفر برای خود و فرزندان‌شان و رفع گرفتاری‌ها انجام می‌دانند اینها بودند: آب دادن، شربت دادن، سقایی، پختن آش امام زین‌العابدین و آش ابودردا که مصالح آن را گدایی می‌کردند و آن را برای رفع هر بیماری مناسب می‌دانستند، اطعام با انواع غذاها، نذر شمع، نفت و روغن چراغ به امام‌زاده‌ها، گِل مالیدن بر سر و صورت، سینه زدن، زنجیر زدن، زیر علم، کتل و علامت رفتن، سنگ زدن، تیغ زدن، قمه زدن، خواندن زیارت عاشورا، ختم قرآن، روزه گرفتن و....

علاوه بر این‌ها، انجام خدماتی چون پذیرایی، کفش‌داری و اسفند دود کردن در مساجد و تکیه‌ها نیز با نذر و قصد قربت انجام می‌گرفت. تهیه مواد مورد نیاز دسته‌ها از سازهایشان گرفته تا زنجیر و عَلَم و کُتَل و علامت، پرچم، دیگ، سینی، استکان و...نیز از جمله موارد نذر بوده و هست. یکی دیگر از انواع نذورات، گرفتن روزه سکوت بود و فرد روزه گیر، در تمام دوازده روز عزا تا آخر محرم و گاهی صفر، یک کلام سخن نمی‌گفت.

انجام امور عام‌المنفعه مانند رسیدگی به وضع خیابان‌ها، تامین روشنایی معابر تاریک، پوشاندن چاله‌ها و راه‌آب‌ها، کمک به نابینایان، پرداخت بدهی زندانیان یا تهیه غذا و پوشاک برای خانواده‌های آنها، غذا دادن به پرندگان، میانجی‌گری در اختلافات خانوادگی و دوستانه و...نیز با قصد قربت انجام می‌گرفت و انصافا در این دو ماه، عمل خلافی از کسی سر نزده و بساط عیش و نوش و عروسی و جشن تعطیل بود.

قمه‌زنی و تیغ‌زنی

از جمله اعمال منسوخ که زمانی موجب مباهات و امروزه به شدت نکوهش می‌شود، قمه‌زنی و تیغ‌زنی در سحرگاه روز عاشورا بود. دسته‌های قمه‌زن شب‌های هفتم تا دهم، کفن پوشیده و با حرکاتی مهیب، پای به جای پا کوفته، شمشیرهای خود را در زیر نور فانوس‌ها به حرکت در می‌آوردند. سحرگاه روز عاشورا این گروه با همان هیبت اما تنها با چند پرچم و کتل، راه می‌افتادند. این گروه پس از رسیدن به حسینیه خود به چند دسته از اطفال، نوجوانان، جوانان و سالمندان تقسیم شده و آماده حرکت می‌شدند.

جلو سر اطفالی که والدین‌شان برایشان نذر کرده بودند، و افراد کمی ترسوتر، توسط دلاکان مجرب، با چند حرکت کوچک تیغ، زخمی می‌شد تا حدی که سرخی خون نمایان شود و سپس دسته حرکت کرده و با خواندن نوحه و نوای سنج یکدیگر را تهییج می‌کردند تا وقتی که نوحه خوان با فریاد "یا حسین" برای شروع قمه زنی علامت بدهد. میاندار دسته در فاصله خیابان مانند دو گروه قمه‌داران ظاهر شده و با فریاد یا حسین اولین قمه را بر سر خود میزد. پس از او بقیه نیز با شمشیر و قمه قداره‌های خود بر سر می‌زدند. اگرچه رسم بر این بود هرکس به اندازه نذر خود قمه زده و سپس به راه ادامه دهد، اما همیشه در میانه کار عده‌ای از خود بیخود شده و گاهی موجب مرگ خود می‌شدند.


نذر قمه‌زنی جلو سر اطفال

دسته سنگ‌زن‌ها

یکی از دسته‌های عزاداری، دسته سنگ‌زن‌ها بود که افراد در آن به جای سینه زدن و زنجیر زدن، هر یک دو قلوه سنگ در دست گرفته با نوای نوحه‌خوان و صدای سنج بر هم می‌زدند. به این ترتیب که هر زدن سه ضربه داشت که سنگ زن‌ها، در حالیکه در دو صف روبروی هم تشکیل می‌دادند، با خم و راست شدن، یکی را نزدیک زمین، یکی را برابر شکم و یکی را بالای سر می‌کوفتند، بر این نشانه که روز عاشورا چنین سنگ‌هایی بر سر و پا و سینه امام و شهدا خورده بوده است.

قفل آجین

در مراسم عاشورا، عده‌ای دست به کار اعمالی می‌شدند که ریشه و دلیل وجودی آن بر کسی معلوم نیست. یکی از این کارهای شکنجه آمیز، قفل آجین بود که این شخص از مدتی قبل بدن خود را با داروهای کرخ‌کننده بی‌حس کرده، قسمت‌هایی از بدن، از گردن به پایین، را سوراخ کرده و از آنها قفل، نیزه، سیخ و میخ و امثال آن می‌گذرانید و خود را در جلو دسته به نمایش می‌گذاشت تا جایی که از شدت درد بی حال می‌شد. گاهی این افراد را بر اسب سوار می‌کردند و دسته به خاطر مراقبت از آنها به آهستگی حرکت می‌کرد و صدای فریاد درد آنها را در فریاد "یا حسین" غرق می‌کرد.

جعفر شهری در جلد دوم «طهران قدیم» در باره نذورات تهرانی‌ها می‌نویسد: کاه پاشیدن به سر دسته‌های سینه زن، گِل مالیدن به سر و صورت و تشت گِل برای این کار تهیه کردن و سر راه دسته‌ها در اختیار گذاردن، سر برهنه، پا برهنه راه رفتن، سینه زدن، زنجیر زدن، زیر علم و کتل و بیرق رفتن، تمامی دو ماه را بدون نظافت و استحمام گِل و لجنی ماندن، و دیگر، یک یا چند بار ختم قرآن کردن، همه روزه (زیارت وارث) خواندن، عهده دار شدن خدمتی از خدمات عزاخانه‌ها و دسته‌ها مانند اداره کردن سماور، «قهوه چی گری»، چای دادن، استکان جمع کردن، آب دادن، جاروکشی، قلیان چاق کردن و قلیان دادن، کفش جفت کردن، تهیه قلیان و منقل، تا کوچک‌ترین و بی‌قیمت‌ترین اشیا مانند آفتابه برای مستراح و جارو و نمک و آب دیگ‌های آش و پلو و آنچه را که توانایی آن را داشته باشند.

شهری نذر سکوت در تمامی دوازده روزه عزا یا تا آخر محرم و صفر، تقلیل غذا، تشنگی، گرسنگی، بیخوابی، کمک به همنوعان و عجزه، مانند عصاکشی نابینایان و مداحان و روضه خوان‌های نابینا، پوشانیدن در سوراخ‌های راه آب برای حفظ سقوط مردم در آنها، نصب چند شعله چراغ نفتی در معابر و پیچ کوچه‌ها و زیر تاقی‌ها، دادن نان و گوشت به سگ‌ها، سرکشی به زندانیان و بیماران بی‌بضاعت و پرداخت بدهی و تهیه دوا و غذا برای آنها و دیگر واسطه اصلاح و وفاق و صفا شدن میان زنان و شوهران و دوستان و برادران مکدر و از این قبیل تا نفعی از آن به غیر برسد را از دیگر نذرهای آن دوره معرفی کرده است.

از سابقه قمه‌زنی در ایران تا پیش از صفویه سابقه‌ای پیدا نشده است و این تردید وجود دارد که این رسم در زمان صفویه به وجود آمده است یا اینکه بعد از صفویه در زمان قاجاریه وارد شده و رواج یافته است. زیرا از جمله اقدامات صفویان در زمینه عزاداری، رسمی و حکومتی کردن مجالس سوگواری و دیگری، ابزارمند کردن و نیز پدید آوردن آیین‌ها و رسوم جدید عزاداری بود.

«پیتر دلاواله»، سیاح ایتالیایی، از عزاداری شیعیان در اصفهان عصر صفوی سال 1037 قمری چنین گزارش می‌دهد:« تشریفات و مراسم عزاداری عاشورا به این قرار است که همه غمگین و مغموم به نظر می رسند و لباس عزاداری به رنگ سیاه یعنی رنگی که در مواقع دیگر هیچ وقت مورد استعمال قرار نمی‌گیرد، بر تن می‌کنند. هیچ کس سر و ریش خود را نمی‌تراشد و به حمام نمی رود. به علاوه نه تنها از ارتکاب هر گناه پرهیز می‌کنند، بلکه خود را از هرگونه تفریح و خوشی محروم می‌سازد.

جمعی در میدان‌ها و کوچه‌های مختلف و جلوی خانه‌های مردم، برهنه و عریان در حالی که فقط با پارچه‌ی سیاه یا کیسه‌ی تیره رنگی ستر عورت کرده و سر تا پای خود را با ماده‌ای سیاه و براق رنگ زده‌اند، حرکت می‌کنند، به همراه این افراد، عده‌ای برهنه نیز راه می‌روند که تمام بدن خود را به رنگ قرمز در آورده‌اند؛ تا نشانی از خون‌هایی که به زمین ریخته و اعمال زشتی که در آن روز عاشورا نسبت به حسین (ع) انجام گرفته است، باشد. همه با هم، آهنگ‌های غم انگیز در وصف حسین (ع) و مصائب وارد بر او می‌خوانند و دو قطعه چوب یا استخوانی را که در دست دارند، به هم می‌کوبند و از آن صدای حزن انگیزی به وجود می‌آورند و به علاوه حرکتی به سر و تن خود می‌دهند که علامتی از اندوه بی‌پایان آن‌ها است و بیشتر به رقص شباهت دارد ... »

علاوه بر ابزارآلات جدید، ازاین دوره بود که آداب و رسوم نویی هم در سلک آیین‌های عزاداری درآمد؛ آدابی چون «تیغ‌زنی»، «قفل‌زنی»، «سنگ‌زنی» و «قمه‌زنی» را از این جمله شمرده‌اند.

سیخ‌زنی

استاد یوسفی غروی نیز در این باره بیان کرده است: «از نظر تاریخی، ظاهراً آن وقت که صفویه سر کار آمدند، قمه‌زنی پدید آمد اما هنوز به یقین نرسیده‌ایم که آیا قبل از عثمانی‌ها هم این کار انجام می‌شده است یا نه؟

روال حکومت‌ها این است که اعمال و رفتارها را از همدیگر یاد می‌گیرند؛ عثمانی‌ها گروه فداییان درست کرده بودند و مانند آل بویه که در قرن سوم و چهارم در بغداد، عمدتاً دسته‌های اولیه‌ی عزاداری‌شان، دسته‌های نظامی‌شان بود، به ارتش دستور داده بودند که به طور منظم و دسته بندی شده، دسته عزاداری راه بیاندازند. صفویه هم وقتی سر کار آمدند این برنامه را تکرار کردند. یکی از افواج فداییان، قزلباش صفوی بودند که همیشه به نشانه‌ی آماده به خدمت، سرشان تراشیده بود.»

در کتاب «تاریخ شاه عباس» از نصرالله فلسفی که در پنج جلد نوشته شده به تفصیل، «فوج فداییان» معرفی شده‌اند. در وصف آنان آمده که حتی در تمریناتشان گوشتِ حیوانات مختلف و حتی مار را می‌خوردند که هنوز هم در بعضی از ارتش‌های جهان معمول است؛ مثلاً در ارتش صدام نیز یک فوج فدایی این طوری وجود داشت. خلاصه این که فداییانِ صفویه در روز عاشورا شمشیر به دست، بیرون آمدند و تصورشان این بود که نوعی همدردی و مواسات با اصحاب امام حسین (ع) داشته باشند. آنان می‌گفتند در چنین روزی که اصحاب امام حسین (ع) و خود امام، و بنی‌هاشم تیر می‌خورند، پس ما هم این حالت را برای خودمان ایجاد می‌کنیم؛ یعنی نشان دهیم که ما در راه امام حسین (ع) فدوی هستیم و حاضریم سرمان بریده شود؛ و این شروع قمه زنی شد.

البته در آن زمان اکثر جامعه به علمایی که با این بدعت‌ها به مخالفت برمی‌خاسته‌اند، توجه خاصی نمی‌کردند، تا آنجا که عالمی مثل «مقدس اردبیلی» به‌خاطر مخالفت با این نوع حرکات در عزای امام حسین (ع)، عملا طرد می‌شود!

رواج قمه‌زنی در دوران قاجار

در دوره قاجار، تیغ‌زنی و قمه‌زنی مرسوم بوده است رسمی که البته پیش از آن هم سابقه‌ای چند ساله داشت.

«بنجامن»، سفیر آمریکا در ایرانِ عهد ناصرالدین شاه، در توصیف مراسم قمه‌زنی در سفرنامه‌اش آورده است: سال 1884 میلادی من در تهران اقامت داشتم. دسته‌هایی در خیابان‌ها حرکت می‌کردند و احساسات تند و شدید بی‌سابقه‌ای از خود نشان می‌دادند. در این میان ناگهان جمعی سفیدپوش که کاردهایی در دست داشتند، پدیدار شدند که با هیجان زیاد کاردها را بالا برده و به سر خود می‌زدند و خون از سر آنها و از کاردهایی که در دست داشتند، فواره می‌زد و سر تا پایشان را سرخ کرده بود. واقعاً که منظره دلخراش و بسیار تأثرآوری بود که هرگز نمی‌توانم آن را از یاد ببرم. کسانی که دراین دسته‌ها قمه می‌زنند، گاهی آنقدر به هیجان آمده یا خونی که از آنها می‌رود آن قدر زیاد است که بی‌حال شده و روی زمین می‌افتند و حتی ممکن است اگر فوراً مداوا نشوند، جان خود را از دست بدهند.

مستوفی از آغاز رواج قمه‌زنی و تیغ‌زنی در عهد ناصری، روایت می‌کند: تیغ زدن روز عاشورا، از کارهایی است که آخوند فاضل دربندی در عزاداری وارد، یا لا محاله آن را عمومی کرده و فعل حرام را موجب ثواب پنداشته است. این خلاف شرع بیّن، جزو عزاداری و کار ثواب وانمود شده است. در آن دوره، خطبایی مثل آخوند ملاآقا بن عابد شیروانی معروف به فاضل دربندی با کتابش به نام «اکسیر العبادات فی اسرار الشهادات» همین قدر که در رونق بخشی به مجالس عزا در آن دوره نقش داشتند، در ورود مطالب سست و جعلی و خرافات و در نتیجه عوام‌گرایی این مجالس هم موثر بوده‌اند.

در این دوره نیز علمایی مثل علامه سید محسن امین عاملی، قمه‌زنی و نظایر آن را غیر شرعی و شیطان‌پسند خوانده، به مخالفت با آن پرداختند که باز هم با توجه به این که قمه‌زنی به‌سرعت جایگاه مطلوبی نزد عوام‌الناس یافته و جزئی لاینفک از مظاهر دینداری، با لعاب تعصب مردم شده بود، نه تنها مخالفت این دسته از علما موثر واقع نشد، بلکه به تشکیل جبهه‌ای در بین مردم و برخی علمای موافق قمه‌زنی منجر شد؛ تا جایی که برای مثال به علامه سید محسن امین عاملی تهمت زدند که می‌خواهد اخبار را نسخ کند و از اجرای اعمال دین جلوگیری کند!

این روند البته به شکل کاهشی در دهه‌های بعد نیز ادامه داشته است. در این راستا، حضرت امام خمینی (ره)، بنیانگذار کبیر جمهوری اسلامی، نیز در یکی از استفتائات درباره این مراسم اعلام کرده‌اند: «شبیه‌خوانی و مراسم دیگر اگر همراه با حرامی نباشد و موجب وهن مذهب نشود، مانع ندارد و بهتر است به‌جای شبیه‌خوانی، روضه بخوانند، و از قمه‌زنی اجتناب نمایند.»

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، مقام معظم رهبری، هم درباره حرمت قمه‌زنی فتوا داده‌اند و فرموده‌اند: «قمه‌زنی علاوه بر اینکه از نظر عرفی، از مظاهر حزن و اندوه محسوب نمی‌شود و سابقه‏‌ای در عصر ائمه «علیهم السلام» و زمان‌های بعد از آن ندارد و تأییدی هم به شکل خاص یا عام از معصوم «علیه السلام» در مورد آن نرسیده است، در زمان حاضر موجب وهن و بدنام شدن مذهب می‌شود. بنابراین در هیچ حالتی جایز نیست.»

به اعتقاد کارشناسان و متخصصان امور بهداشتی، قمه‌زنی پیامدهای منفی نیز به همراه دارد که «خونریزی، عفونت‌های موضعی، قطع شدن عروق و اعصاب، احتمال شیوع بیماریهای عفونی همچون هپاتیت B و مننژیت، ایجاد جوشگاه ناهنجار (محل ترمیم زخم بدشکل)، احتمال بروز شوک ناشی از کم شدن حجم خون بدلیل خونریزی، احتمال بروز آنمی (کم‌خونی)، احتمال بروز کزاز و در موارد نادر بیماری هاری، خطر احتمال ابتلا به عفونت‌های پوست و استخوان، تشکیل کانون‌های چرکی داخل نسج مغز و ایجاد آبسه در اثر قمه زدن‌های عمقی، شکستگی استخوان‌های جمجمه و فرو رفتگی آن و در نهایت مرگ سلولی، از جمله این پیامدها هستند».

البته مراسم مشابه قمه‌زنی در بین مسلمانان کشورهای دیگر از جمله هند و مسیحیان نیز رواج دارد. با این حال، خصوصا با توجه به اعلام موضع حضرت امام خمینی و مقام معظم رهبری، قمه‌زنی در چند دهه‌ی اخیر در کشور پرهیز و بعضا ممانعت شده است؛ اما همچنان عده‌ای هستند که آن‌را به‌شکل عملی زیرزمینی و بدون توجه به این تاکیدهای لازم‌الاجرا، به انجام می‌رسانند.

کلمات کلیدی:


نوشته شده توسط اسماعیل اکبری 94/8/5:: 2:41 عصر     |     () نظر
چهارشنبه 29 مهر 1394

" بررسی کارکرد اجتماعی نذری دادن" گفت و گوی شفقنا زندگی با یک پژوهشگر اجتماعی: نذری دادن و شرکت در مراسم عزاداری انسجام و همدلی در جامعه را افزایش می دهد

شفقنا زندگی – یک پژوهشگر اجتماعی با تاکید بر اینکه انجام آیین ها و سنت های مذهبی در جامعه کارکرد مثبت روانی و اجتماعی به همراه دارد گفت: رشد انواع تکنولوژی ها و شبکه های مجازی تا حدودی انسجام و همدلی را در جامعه ما متزلزل کرده است بنابراین در چنین شرایطی نذری دادن و شرکت در دسته های عزاداری علاوه بر کارکرد معنوی که دارد انسجام اجتماعی، همدلی، وفاق، دلبستگی، امنیت و اعتماد در جامعه را افزایش می دهد بنابراین جامعه ما به شدت نیازمند اجرای آیین ها و سنت های دینی و معنوی گذشته خود است.

دکتر محمد مهدی بی باک در گفت و گو با خبرنگار شفقنا زندگی، سابقه نذری در ایران را به دوران هخامنشینان پیوند داد و افزود: آیین ها و مناسک مذهبی به خصوص نذری دادن، توجه به فقرا و ایثار به عنوان یک فرهنگ در بین ایرانیان باستان یعنی قبل از آشنایی آنها با دین اسلام وجود داشته است آثار و نوشته های تاریخی گواه این است که ایرانیان در دوران هخامنشیان به این امر توجه ویژه ای داشتند اما با ورود اسلام این فرهنگ در زندگی مردم بسیار تقویت و نهادینه شد، بطوریکه امروزه شاهد هستیم که برگزاری آیین های سنتی در ماه های محرم، صفر و حضور در هیئت های مذهبی، تکیه ها، مراسم سینه زنی، دادن نذور فراوان در این ماه ها در جامعه به یک ارزش اعتقادی تبدیل شده است.

وی در ادامه برگزاری آیین های مذهبی و نذری دادن را بهترین وسیله برای ایجاد همدلی و انسجام گروهی در جامعه عنوان کرد و گفت: همدلی، اتحاد، انسجام فرهنگی و اجتماعی به عنوان یک سرمایه مهم اجتماعی از مهمترین مؤلفه ‏های تأمین‏ کننده توسعه و امنیت داخلی در هر جامعه‏ای به شمار می رود، زمانی که در جامعه ای همدلی وجود داشته باشد اعتماد، دلبستگی و وفاق اجتماعی نیز افزایش می یابد و در جامعه ای هم که در آن همفکری و پیوند های اجتماعی بالا باشد آسیب های اجتماعی کاهش می یابد. برگزاری آیین ها و مناسک مذهبی نظیر نذری دادن بهترین شیوه برای افزایش همدلی در جامعه ما است.

این پژوهشگر اجتماعی در ادامه با تاکید بر اینکه جامعه امروز ایران وفاق و انسجام اجتماعی گذشته را ندارد اظهار کرد: ظهور تکنولوژی های جدید در جامعه صنعتی امروز همدلی، دلبستگی و پیوندهای گروهی افراد را در جوامع مختلف متزلزل کرده است. اما نکته نگران کننده این است که خانواده های ایرانی که به تعامل، همدلی، همفکری، همزیستی و اتحاد معروف بودند نیز تحت تاثیر این شبکه های اجتماعی و تکنولوژی در معرض بحران هویت قرار گرفته اند توجه به ارزش های دینی، مذهبی و برگزاری آیین هایی مثل نذری دادن و شرکت در دسته های عزاداری یکی از راههای است که می تواند انسجام، وفاق و همدلی را در جامعه تقویت کند.

به گفته بی باک، نذری و نذری دادن یادآوری کننده ارزش های اجتماعی نظیر برابری? تعاون? اتحاد? نظم? تعادل و توازن است چراکه همکاری مردان و زنان برای نذری دادن و در کنار هم بودن آنها هنگام طبخ نذری روحیه همدلی بین آنها را تقویت کرده و آنها را تربیت می کند که در شرایط و تصمیم گیری های کلان در کنار همدیگر قرار بگیرند در واقع نذری دادن موجب اجتماعی شدن و درونی کردن ارزش ها و اعتقادات دینی همچنین تقویت باورهای جمعی در جامعه می شود .

این جامعه شناس به فلسفه نذری دادن اشاره کرد و گفت: جدا از کارکردهای مثبت اجتماعی و روانی که در نذرکردن و نذری دادن وجود دارد در این سنت نوعی قداست وجود دارد رسیدن به نقطه مطلوب و برآورده شدن حاجت درزندگی فردی و اجتماعی، تقرب بیشتر به خدای متعال، تعظیم شخصیت های اهل بیت، تقویت انگیزه انسان برای سیر و سلوک معنوی و نجات از مصیبت ها و سختی های زندگی از جمله فلسفه نذری دادن است.

دکتر بی باک در پایان از رواج برخی چشم و هم چشمی ها و تجمل گرایی در آیین های مذهبی به ویژه نذری انتقاد کرد و افزود: متاسفانه امروزه مشاهده می کنیم که آیین ها و سنت های مذهبی ما به خصوص نذری ها تحت تاثیر برخی چشم و هم چشمی ها و رفتارهای تجمل گرایانه قرار گرفته و سادگی و صمیمت عزاداری ها را تحت شعاع قرار داده است. در واقع اسراف و تجمل گرایی نه تنها با روح اسلام تعارض دارد و از حال و هوای معنوی آن نیز می?کاهد، بلکه تاثیرات اجتماعی و روانی نامطلوبی را از خود به همراه دارد. بنابراین نباید اجازه داد ارزش ها و سنت های دینی ما تحت تاثیر این نوع نگاه ها در طول زمان رنگ و بوی مادی به خود بگیرد.

 

 


کلمات کلیدی:


نوشته شده توسط اسماعیل اکبری 94/7/30:: 1:14 عصر     |     () نظر
   1   2      >